احمد مجد الاسلام كرمانى

141

سفرنامه كلات ( فارسى )

آورد و آن حادثه صداى زنجير بزرگ طولانى بود كه يك مرتبه در تمام شراشر وجودم صدا كرد و بيدار و هشيارم نمود حالا براى آنكه خوانندگان به زحمت انتظار نباشند شرح آن خانه را با آنچه ديده بودم مينگارم تا اسباب عبرت خوانندگان شود ، اين مهمانخانه كه حضرت اشرف براى ماها معين فرموده بودند انبار دولتى و محبس حكومتى بود يعنى جائى كه هر دزد و دغل و آدم‌كشى را در آنجا به زير زنجير و كند ميكشند و نگاه ميدارند وضع عمارت بسبك خانه‌هاى قديمى ساخته شده صحنش خيلى كوچك و دو طرفش عمارت داشت طرف قبلى فقط يك ايوان داشت و طرف مقابلش هم يك ايوان و اين هر دو ايوان به قدر نيم ذرع از صحن حياط مرتفع بودند ولى سقف نداشتند ، طرف شرقى دو سياه چال بسيار طولانى داشت كه از صحن حياط پست‌تر ساخته شده بود و از بيرون چندين سوراخ داشت كه ميلهاى آهنين را از سوراخهاى بيرون بكندهاى توى اطاق متصل نموده از بيرون قفل ميكردند و در منتهى آنجا دو اطاق كوچك بود كه روى يكى از آنها بالاخانه ساخته شده بود و در مقابل اين طرف يعنى طرفى كه در محبس بود يك بالاخانه روى يك سياه‌چال ديگر ساخته شده بود كه آن بالاخانه منزل مدير محبس بود و آن سياه چال بدترين امكنه اين محبس بود و هر مقصريكه خيلى گناه‌كار بود به آنجا ميبردند و كسى را كه يك شب به آن محل ميبردند از زندگانى سير ميشد و به كشته شدن راضى ميگشت چرا كه پر بود از جانوران موزى از هر قبيل ، بارى محبوسين را اغلب اينطرف پهلوى يكديگر جاى ميدادند و تمام را كه زياده از چهل نفر بودند بيك زنجير بسته بودند و حالت بستن به اين شكل است كه بهر محبوس يك طوق ميدهند و آن طوق را بر گردن ميگذارد و رديف مىنشينند و سر زنجير را از سوراخهاى آن طوق‌ها داخل ميكنند تا آنكه بآخرى برسد آنوقت سر زنجير را از دو طرف قفل مينمايند يعنى متصل به دو شاخه كه از هر طرف اطاق نصب شده